آرشيو 2018 آوریل

» 2018 » آوریل

دانلود رمان عاشقانه

بهترین مکان برای دانلود رمان های عاشقانه شما میباشد

دانلود رمان امپراطوری به نام آل ویژه دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان امپراطوری به نام آل ویژه دانلود رمان عاشقانه آل، امپراطور آینده‌ی یونان، بر‌خلاف میلش به خواسته‌ی پدرش

کشور روم را تصرف خواهد کرد. در این میان، مریلا به‌سبب نجات خانواده‌اش مشقت‌های فراوانی می‌بیند.

اتفاقاتی رخ می‌دهد که این دو‌… (پایان خوش)

رمان امپراطوری به نام آل :

– اما پدر، چرا شما همیشه به فکر تصرفِ کشورها هستید؟ من نمی‌توانم همانند شما عمل کنم.
پدرم دستی در موهای سفیدش کشید و گفت:
– نه پسرم، به گفته‌ی پیشگویان، تو در آینده‌ی نه‌چندان دور امپراطوری این کشور را به دست خواهی گرفت؛

پس باید بتوانی قلمرو و سرزمینت را گسترش دهی.
اما من با جنگ و خونریزی زیاد موافق نبودم. بالاخره به اصرار پدرم مجبور به قبول خواسته‌اش شدم.
– چشم پدر، می‌دانم که اصرارکردن بی‌فایده است؛ اما من یک ماه فرصت می‌خواهم تا برای جنگ سپاه

عظیمی آماده کنم. می‌دانی که روم کشور قدرتمندی است.
– برو پسرم، در این یک ماه تمام سعی خود را بکن، می‌خواهم توانایی‌هایت را بسنجم.
تصمیم گرفتم به سپاهیان کشورم آموزش های لازم را بدهم؛ چون نمی‌خواهم کشور روم پیروز میدان باشد.

با جان، محافظ شخصی‌ام، به مکانی که سپاهیان را آموزش می‌دادند رفتیم. همه‌چیز به خوبی پیش می رفت؛

فقط تجهیزات نظامی کم بود.

دانلود رمان امپراطوری به نام آل

دانلود رمان امپراطوری به نام آل

سری تکان دادم و رو به محافظ شخصی‌ام گفتم:
– جان؟
– بله قربان؟
– آهنگر را خبر کن، تجهیزات نظامی می‌خواهیم؛ باید تیر و کمان، شمشیر و وسایل نظامی بسازد.
– چشم قربان.

پیشنهاد : دانلود داستان کوتاه بازگشت به زمین ویژه دانلود رمان عاشقانه

***
«مریلا»
با عجله وارد آشپزخانه شدم و فریاد زدم:
– مادر… مادر کجایی؟
– چه شده مریلا، چرا فریاد می‌زنی؟
– مادر، حال پدر وخیم‌‎تر شده است.
– هرچه سریع‌تر برو و طبیب را خبر کن.
– چشم مادر.
از خانه بیرون آمدم. خدایا! من پدرم را از تو می‌خواهم، کمکم کن. درون کوچه همچنان می‌دویدم و

اشک می‌ریختم و مردم مرا با تعجب نگاه می‌کردند و بعضی هم می‌گفتند:«دخترِ دیوانه شده!»
به خانه‌ی طبیب رسیدم و محکم در چوبی را کوبیدم و فریاد زدم:
– در را باز کنید، شما را به خدا در را باز کنید!
– چه شده دخترم؟ چه خبر است؟

پیشنهاد : دانلود رمان فصل تاریکی جلد دوم زاده ی تاریکی ویژه دانلود رمان عاشقانه

– زود باشید، پدرم دوباره حالش بد شده.
دستی به پیراهنش کشید و گفت:
– صبر کن دخترم، آمدم.
***
همراه طبیب به طرف خانه راه افتادیم. اشک‌هایم بی‌مهابا روی گونه‌هایم جاری بودند. طبیب می‌گفت:

«نگران نباش دخترم حال پدرت خوب می‌شود.»؛ اما من فقط می‌گریستم.
طبیب در حال معاینه‌کردن پدرم بود و مادرم هم برای سلامتی او دعا می‌کرد. چند دقیقه بعد طبیب در

حالی که در کیف دستی‌اش را می‌بست، توصیه‌های لازم را به من و مادرم کرد:

دانلود رمان عاشقانه

بهترین مکان برای دانلود رمان های عاشقانه شما میباشد

دانلود رمان نابودگری از نسل باد ویژه دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان نابودگری از نسل باد ویژه دانلود رمان عاشقانه الینا مقدم، یکدونه دخترِ خانواده‌ی مقدم، یک روز همراه خانواده‌ش

میرن زیارت؛ اما این زیارت با همه‌ی زیارت‌های عمرش فرق می‌‌کنه؛ چون توی این زیارت نگاهش با نگاهی گره می‌‌خوره

که تمام زندگیش رو دستخوش تغییر می‌‌کنه و اون رو توی مسیر دیگه‌ای می‌ا‌‌ندازه. طی این نگاه با‌ ایمان‌ آشنامیشه

و یک رابطه‌ی عاشقانه بین الینا و‌ ایمان شکل می‌گیره.

الینا تصمیم می‌گیره همراه دوستش، ندا، به تهران بره و دانشگاهش رو اونجا پیش‌ ایمان ادامه بده؛ اما از وقتی که

پاش رو توی آپارتمان دوست پدرش می‌‌‌ذاره اذیت میشه تا زمانی که واقعیت رو می‌‌فهمه. متوجه میشه که باید راه ورود

اجنه به آسمون هفتم رو با کمک گروهی که بهشون ملحق شده و سردسته‌شونه و از قضا‌ ایمان هم توی اون گروه هست، ببنده. الینا مأمور شده که یک کار نیمه‎تموم رو تموم کنه و برای این کار باید یک نابودگر شه؛ یک نابودگر واقعی!

آخرین باری که توی آپارتمان هستن و می‌‌خوان به تولد شاهرخ برن، جاشون لو میره و بعدش باغی که جشن شاهرخ

توشه هم ایضا. پس راهی کوه شیطان میشن و توی ویلای مخفی اونجا مستقر میشن. الینا متوجه میشه که نریمان

و گروهی که تا الان هدایتش می‌‌کرده، بلایی عظیم سرِ زندگی و خانواده‌ش آوردن و این میشه زمینه‌سازِ کینه‌ی عمیق

توی دل الینا نسبت به نریمان و دوستش‌، ایمان.
فصل اول اونجا به پایان رسید که الینا حافظه‌ی برادرش رو که نریمان زحمت پاک‌‎کردنش رو کشیده، برمی‌‌گردونه و حالا

توی این قسمت روایت زندگی الینا توی تبدیل به یک نابودگر و انجام هدفش رو می‌‌خونیم.
کپی کردن این رمان در هر کانال یا سایتی غیر از دانلود رمان عاشقانه مشکل شرعی داشته و پیگرد قانونی دارد.

دانلود رمان نابودگری از نسل باد

دانلود رمان نابودگری از نسل باد

دانلود رمان شکست ناپذیر جلد دوم

پیشنهاد : دانلود رمان راجموند ، خون آشام (جلد سوم رافائل) ویژه دانلود رمان عاشقانه

سخن نویسنده:
سلام دوستان. این دومین رمانم هست که توی سایت دوست‌داشتنی و گرم دانلود رمان عاشقانه قرارش میدم. جلد اول به

شدت ضعف و کاستی داشت که خودم هم ازش راضی نیستم؛ اما پیشنهاد می‌کنم جلد اول رو بخونید تا با اعضای

گروه آشنا بشید.

دانلود رمان شکست ناپذیر جلد اول miss elahe

مقدمه:

بسم الله الرحمن الرحیم
وَ لَقَد جَعَلنَا فِی السَّمَاءِ بُرُوجاً و زَیَّنَّا‌ها لِلنَّاظِرِینَ* وَ حَفِظْنَا‌ها مِنْ کُلِّ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ* إلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَاِ

شِهَابٌ مُبِینٌ.
و به یقین، ما در آسمان برج‌هایی قرار دادیم و آن را برای تماشاگران آراستیم. و آن را از هر شیطان رانده‌شده‌ای

حفظ کردیم. مگر آن کس که دزدیده گوش فرادهد که شهابی روشن او را دنبال می‌‌‌کند. (سوره حجر- آیه ۱۶-۱۸)

پیشنهاد : دانلود رمان جن گیر ویژه دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

بهترین مکان برای دانلود رمان های عاشقانه شما میباشد

دانلود رمان جان به نیمه جان بده ویژه رمان عاشقانه

دانلود رمان جان به نیمه جان بده ویژه رمان عاشقانه . این داستان، سرگذشت انسان‌هایی است که اشتباهات زیادی

را در گذشته‌ی خود به جا گذاشته‌اند؛ اشتباهاتی که رد پایشان در زندگی کنونی آن‎ها پررنگ شده است.
سرگذشت عشقی پاک، ولی پر از تلاطم؛ عشقی که پس از گذشت سال‌ها، آتشش هنوز هم به شعله‌وریِ

روزهای نخست خود و شاید سوزنده‌تر باقی مانده است.
داستان من، قصه‌ی عاشقی‌ست.

نکته‌ی مهم:
دوست‌های عزیز، این رمان قصد توهین به قومیت خاصی رو نداره که در هر قومی، خوب و بد بسیاره. من به‌خاطر این

که خودم اصالتاً لُر هستم و تو دزفول بزرگ شدم، قوم لُر و شهر دزفول رو برای زندگی شخصیت‌هام انتخاب کردم؛

پس توجه داشته باشید هیچ توهینی صورت نگرفته.

دانلود رمان جان به نیمه جان بده ویژه رمان عاشقانه

دانلود رمان جان به نیمه جان بده ویژه رمان عاشقانه

آثار دیگر از این نویسنده :

دانلود رمان بیسیمچی عشق ویژه رمان عاشقانه

دانلود رمان یک دقیقه یلدایم باش

مقدمه:

چشم‌هایت، اکسیرِِ حیات بودند برایم؛
عاشقانه که نگاهم می‌کردی، قلبم تندتر از همیشه می‌تپید.
لبخند که می‌زدی، غم رخت برمی‌بست از چهاردیواریِ دلم.
طنینِ صدایت، موسیقیِِ آرامبخشِ زندگی‌ام بود. 
صدای قلبت… و آخ از روزی که تو و این‌همه آرامش را از دست دادم! 
کاش خدا، به دادِ قلبمان برسد…

پیشنهاد : دانلود رمان در امتداد اجبار

قسمتی از داستان :

دستم را با عصبانیت جلوی مستوفیانِ زبان‌نفهم تکان می‌دهم. مطمئنم که این مرد، آخر سَر مرا راهی بیمارستان

یا دستِ کم تیمارستان می‌کند! پر از عصبانیت و با صدایی که به زور کنترلش کرده‌ام، خیره به چشمان سبزرنگش

می‌غرم:
-اینجا من مدیرم جناب مستوفیان، من تصمیم می‌گیرم این طرح مسخره بره زیر دوخت و تولید انبوه یا نه. این طرح

اعتبار برند ما رو زیر سوال می‌بره، اعتبار من رو زیر سوال می‌بره. شما اصلاً این رو متوجهین؟ می‌فهمین اعتبار یعنی چی؟
نگاهی به تیپ جلفش می‌اندازم، به آن ابروهای تمیزشده و گوشواره‌ی سوزنی که در گوش راستش انداخته. پوزخندی به شلوار لی پاره و تیشرت طرح اسکلتش می‌اندازم و می‌گویم:

 

دانلود رمان عاشقانه

بهترین مکان برای دانلود رمان های عاشقانه شما میباشد

دانلود رمان پاییز مرگ ویژه دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان پاییز مرگ ویژه دانلود رمان عاشقانه  رمان کوتاه پاییز مرگ، مقدمه‌ای بر رمان روباه ماده و همچنین روایتِ کوتاهِ

دیگری از این رمان است. شایان ذکر است که علت اینکه این رمان کوتاه روایت کوتاه دیگری از رمان روباه ماده است،

به این خاطر است که این رمان قبل از رمان اصلی نوشته شده و پس از آن دستخوش تغییرات بزرگی در تمام زوایای

رمان شده است،اما داستان محفوظ است. در این رمان کوتاه، در دو فصل مجزا سعی شده است که بعضی از نکات

کلیدی رمان در دو صحنه‌ی کاملا متفاوت، به صورت تفهیمی برای مخاطب،روابط پیچیده‌ی نُه شخصیت اصلی داستان

روشن شود.

نکته: در نسخه اصلی رمان (روباه ماده) تغییرات بسیار زیاد و بزرگی انجام شده است؛ اما داستان اصلی محفوظ

است که با بعضی از آن‌ها به‌طور کلی در رمان کوتاه پاییز مرگ آشنا می‌شویم.

دانلود رمان پاییز مرگ ویژه دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان پاییز مرگ ویژه دانلود رمان عاشقانه

پیشنهاد: دانلود رمان او مرا کشت ویژه دانلود رمان عاشقانه

در خلاصه رمان روباه ماده آمده است:
با ورود دختری فرانسوی به نام ژاکلین- که دوست‌دختر آلبرت، نوه ارشد خانواده‌های سانچز است- رازهای بزرگ

مادران خانواده‌ها آشکار می‌شود؛ رازهایی که با روشن‌شدن آن‌ها، پایه‌های اساسی خانواده‌ی سانچز فرو می‌ریزد.

پیشنهاد: دانلود رمان خواب مرا باور کن ویژه دانلود رمان عاشقانه

قسمتی از داستان :

همه‌جا تاریک بود.در واقع در حال خواب‌دیدن بودم. از این مسئله آگاه بودم.به هر حال وقتی که انسان خوابی

را می‌بیند و یا به زبان بهتر به رویا می‌رود،کاملا متوجه است که در رویا قرار دارد. این هم به واضح‌نبودن تصویری

که می‌بینیم پبرمی‌گردد؛ چون هم می‌دانیم که قبل از این به خواب فرورفتیم و هم اینکه تمامی این تصاویر در ذهن

و فکر ما می‌گذرد.پس تشخیص‌دادن تفاوت بیداری و رویا به محنت و مشقت زیادی احتیاج ندارد. گاهی اوقات ما

انسان‌ها تصور می‌کنیم که هنگام به خواب رفتن، هر چیزی که می‌بینیم یک خواب است و می‌گوییم:

«خواب دیده‌ام.» فقط این را می‌گوییم، ولی ‌نمی‌گوییم که چه نوع خوابی دیده‎ایم. در هر صورت خواب‌ها قصد

رساندن یک پیام را به ما دارند . حتی اگر چنین هم نباشد، حداقل از یک منبع نشأت می‌گیرند. غیر از این محال

ممکن است که ما خوابی را ببینم؛ حال خواب، چه یک خواب معمولی، چه یک رویای صادقه و چه یک کابوس باشد.

پیشنهاد: دانلود رمان من به برلین نمی روم ویژه دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

بهترین مکان برای دانلود رمان های عاشقانه شما میباشد

دانلود مجموعه داستان نگاه از بالا ویژه دانلود رمان عاشقانه

دانلود مجموعه داستان نگاه از بالا ویژه دانلود رمان عاشقانه مجموعه داستان های نگاه از بالا زندگی مردم عادی رو با یه

زاویه دید متفاوت روایت می‌کنه.
دیدی که از رو به رو نیست و از بالا ست.
روایت‌گر ربط و پیوند زندگی انسان‌ها باهم دیگر هستش و زنجیر‌های اتصال نامرئی که از دید ما مخفیه.

قسمتی از داستان : 

پرستار سرم پدر را عوض کرد و رفت.
روی صندلی کنار تخت نشست. به چهره‌ی آروم پدر که در خواب بود نگریست. دلش عجیب دلتنگ مادر بود. مادری که پنج سالی هست چشم بر جهان بسته.
***

پیشنهاد : دانلود رمان کوتاه بوران ویژه دانلود رمان عاشقانه

ـ مامان چرا من خواهر یا برادری ندارم؟
ـ پسرم ما بچه دار نمی‌شدیم خدا تو رو بعداز بیست سال به ما داد.
ـ مامان من بازم کیک می‌خوام.

دانلود مجموعه داستان نگاه از بالا

دانلود مجموعه داستان نگاه از بالا

پیشنهاد: دانلود مجموعه شعر ویژه طلوع نازنین

ـ بیا عزیزم کیک من مال تو.
ـ نه، تو خودت می‌خوای. بخور.
ـ نه عزیزم، من کیک دوست ندارم!
با صدای سرفه پدر از افکارش خارج شد. قطره اشکی رو که روی صورتش بود رو پاک کرد و به طرف پدر رفت. اکسیژن رو بر دماغ پدر گذاشت.
پدر نگاهی پر از مهر به پسر کرد و دست پسر رو در دست گرفت. نفس عمیقی کشید و گفت:
_زمستون بود. هوا خیلی سرد بود یک ساعتی میشد که بارون بند اومده بود. ازخونه آقا جون بیرون اومدیم، سر خیابون رفتیم تا تاکسی بگیریم بریم خونه. متوجه یه صدایی شدیم؛ یه صدایی شبیه ناله بچه گربه، خوب که گوش کردیم دیدیم صدا از سطل زباله ست.

پیشنهاد : دانلود رمان تبانی غزاله پاسبان ویژه دانلود رمان عاشقانه

فروغ گفت: بریم کمکش، ممکنه گیر کرده باشه. برای اینکه دل فروغ رو نشکنم رفتم سمت همون سطل، فروغم باهام اومد. تاریک بود. چیزی مشخص نبود.گوشیم رو از جیب کتم بیرون آوردم و چراغش رو رشن کردم. از چیزی که دیدیم حیرت کردیم.
سکوت کرد. به عمق چشم‌های پسر نگاه کرد و دستش رو با مهر فشار داد.
– توی سطل زباله بودی، بدنت یخ کرده بود. داشتی می‌مردی. فروغ برت داشت، چادرش رو دورت پیچید تا گرم بشی. برای اولین تاکسی دست بلند کردم. وقتی وارد خونه شدیم، فروغ کنار بخاری گذاشتت. آب گرم آورد و همون‌جا تو اتاق کنار بخاری شستت، زنده موندی!
پسر دستی بر روی صورتش کشید. خیس از اشک بود.
پدر یه نفس بلند کشید و چشمش را برای همیشه بر روی جهان بست!

صفحه 1 از 3123