رمان با باد می خوانم بهیه پیغمبری

رمان با باد می خوانم دانلود رمان با باد می خوانم اثر بهیه پیغمبری به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش و لینک مستقیم رایگان
داستان در مورد دختری هست که در کودکی در یک سانحه مادر خود را از دست میدهد، پدرش بعد از این اتفاق او و برادر کوچکش را به دایی شان میسپارد و دیگر سراغی از آنها نمی گیرد، سالها میگذرد و از آنجا که زن دائی اش ذاتا انسان خوب طینتی نبود او را به اجبار به عقد یک روانی در می آورد، بعد از مدتی در یک برخورد اتفاقی هنگامی که شوهرش مثل همیشه قصد آزار رساندن به او را داشته دچار سانحه ای می شود و از دنیا میرود، بنابراین بی کس تر از قبل به نزد دایی و زن داییش برمی گردد، ولی زن داییش دیگر حاضر به قبول مجدد او نیست، به ناچار و از روی تقدیر به پیشنهاد خواهر زندایی اش برای کار کردن در خانه خواهرشوهر او به تبریز می رود و از اینجاست که داستان واقعا زیباتر و خواندنی تر میشود ..
خلاصه رمان با باد می خوانم خلاصه آن یکی دو روز هم گذشت و من در شرایطی براي ازدواجم آماده می شدم که در غفلت و نادانی دست و پا می زدم. درست مثل آدمی که چشمانش با را دستمال سیاهی محکم.. […]

رمان رسوایی تلخ و شیرین مهین عبدی

رمان رسوایی تلخ و شیرین دانلود رمان رسوایی تلخ و شیرین اثر مهین عبدی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
خاطره‌ هایت مصمم‌ تر از قول‌ هایت بودند، برای ماندن کنار من، قول‌ هایت خیلی زود خسته شدند و چمدان‌ شان را بستند، اما خاطره‌ هایت مدت‌ هاست روزها و شب‌ها همدم تنهایی‌ ام شدند، قول‌ها بی‌ وفا بودند، اما خاطره‌ ها عجیب وفادار …
خلاصه رمان رسوایی تلخ و شیرین زور بزن دختر جون! زور بزن بذار بچه راحت دنیا بیاد! کم مونده … زور می زند و لبهای خشکیده و ترک خورده اش بیشتر بهم می چسبند. نایی ندارد و دیگر قوتی برایش باقی نمانده! تمام همتش را بکار گرفته تا بچه اش، تمام دلخوشی اش را سالم بدنیا بیاورد و حاصل زحمت نه ماهه اش را ببیند … اما گویی بچه اش هیچ چشم دیدن این دنیا را ندارد!
قابله با پشت دست عرق روی پیشانی اش را می زداید اما به دقیقه نکشیده باز هم دانه های عرق خودنمایی می کنند. طاقت نمی آورد و با صدایی بلند رو به دو مردی که پشت در اتاق به انتظار خبری از او هستند میغرد … من چقدر گفتم این زن نمیتونه این جوری بزاد؟ چقدر گفتم بچه در شته؟ اگه هر دو شون م.. […]

رمان پیچک بی دیوار الهام صفری

رمان پیچک بی دیوار دانلود رمان پیچک بی دیوار اثر الهام صفری با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
پیچک زندگیش را با عشق و برخلاف نظر خانواده همسر شروع میکند، ولی در میان راه بابک او را تنها می‌گذارد و اجلش مهلتش نمی‌ دهد برای ادامه ی زندگی، حالا پیچک مانده و پسرش (هوراد) و خانواده همسری که برای انتقام از ازدواجی که مخالفش بودند فرصت را غنیمت دانسته و …
خلاصه رمان پیچک بی دیوار من تازه یه ماهه رفتم و سر کار، نمیدونم هزینه ی وکالت چقدره، اما می تونم هرماه نصف حقوقم رو پرداخت کنم، چینی عمودی بین دو ابروی وکیل افتاد، “من حرفی از پول زدم؟” “نه … خب … همینجوری هم که نمیشه … تو کاری نداشته باش ! این بین منو ماكانه ! اون خواسته و منم میگم چشم .شما هم بگو چشم و تمومش کن
فقط آدرس رو تا جایی که میشه کامل و دقیق بنویس”. شرمنده لب گزید و چشم گفت . اوراق را امضا کرد و همراه حمیده از اتاق بیرن رفت و نزدیک لیلا و ماکان شد . دلش میخواست ليلا را بغل بگیرد و جیغ و هورا بکشد . از مژدهی وکیل بگوید .حضور ماکان باعث شد، خیلی آرام کنارشان بایستد و سر به زیر بگوید: “مهن.. […]

رمان سیگار سناتور بهار سلطانی

رمان سیگار سناتور دانلود رمان سیگار سناتور اثر بهار سلطانی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
من فرهاد صوفی بعد از دو سال و بردن بزرگترین مسابقه رالی ترکیه، به خونه برگشتم، هنوز لباسهای مسابقمو در نیاورده بودم که گفتن باید رخت دامادی به تن کنی تا از بی آبرو شدن عروسی که قرار بود عروس برادرش بشه جلوگیری کنم، چون فرزین درست قبل از خواندن خطبه به طرز مشکوکی ناپدید میشه و دختر حاج فتاح رو سر سفره بی داماد میگذاره و اگر حاج فتاحی که یک روستا به سرش قسم میخورند بفهمد حمام خون راه می افته …
خلاصه رمان سیگار سناتور تا به حال با ماشین اتومات، رانندگی نکرده بودم و حتی هیچکدام از دکمه ها و تنظیماتش را بلد نبودم. گواهینامه رانندگی ام را هم همان چندسال پیش به خاطر کمک به پدرم گرفتم. اولین و آخرین ماشینی که تخصصم در رانندگی اش بود، همان وانت و پراید پدرم بود که تابستانها، میوهای باغ را جعبه جعبه در آن می چیدم و گاهی به شهر می آوردم. صدای فرهاد مرا از افکارم بیرون کشید
بیخودی انرژی مصرف نکن دُخی … دکمه استارتو بزن و فقط گازِ … نگاهی از آینه جلویم به او که ر.. […]

رمان می تراود مهتاب مریم رضاپور

رمان می تراود مهتاب دانلود رمان می تراود مهتاب اثر مریم رضاپور با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
زندگی دختر شیطونی به نام مهتاب که با مادر و مادر بزرگش زندگی میکنه طی حادثه ای عاشق شایان پسر همسایه ای که به تازگی به محله اونا اومدن میشه اما فکر میکنه شایان هیچ علاقه ای به اون نداره و برای همین از لج اون با برادر شایان، شروین ازدواج میکنه که بعد از مدتی میفهمه شروین یه جاسوس و خلاف کار برای همین تصمیم به برگشت میگیره که متوجه میشه حامله است در این حین شایان …
خلاصه رمان می تراود مهتاب گفتم: معلومه که حرف خانم جان بیشتر به ذائقه ام می چسبه. اما یه وقتایی واسه یه هدفایی با حرفای با مامان فرح موافقم. توی دلم منظورم شایان بود که می خواستم هر طور شده دلش رو ببرم و به چنگش بیارم. شایان روبه روی من نشست دست به استکانش برد اونو برداشت جلو چشاش نگه داشت و توی دستش استکان رو چرخوند، بعد به من نگاه کرد و گفت:
منم معتقدم خواستن توانستنه در عین حال با سرنوشت و قسمت هم تا اندازه ای موافقم. گاهی وقتا آدم می خواد به یک چیزی دست پیدا کنه اما ناخواسته اینقدر م.. […]

رمان فرشته شیطانی میس اویل

رمان فرشته شیطانی دانلود رمان فرشته شیطانی اثر میس اویل با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
آنجلینا بردلی، دختری که وقتی ۱۵ سالش بود جلو چشمانش خانواده اش کشته شدند، حالا آمده و انتقام می‌ خواهد، انتقام خون پدر مادر، تقاص تک تک تنهایی هایی که کشیده، اول به سراغ بچه های آنی که خانواده اش را کشته می رود، *اوستا مجد* پسری که این همه سال دختری نتوانسته تحریکش کند، حالا با دیدن دختر ریزنقش که راز هایی را برملا میکند دلش میلرزد …
خلاصه رمان فرشته شیطانی میگن قهرمان زندگی هر دختری پدرشه. قهرمان زندگی منم پدرم بود، همه چیز من پدرم بود، دوستم، عشقم، پدرم، معلمم، رقیبم، همه چیزم! خیره شدم به لبخندش، به چهره زیباش. بابای من جزء اون دسته از مردا بود که واقعا خوشگل بودن. هیچ مردی رو ندیدم که مثل بابا زیبا و جذاب باشه. چشمای خاکستری، مژه های بلند و فر، هم رنگ موهاش.
موهای قهوه ای روشن با رگه های طلیی و مسی که خیلی ساده حالت داده شده بود. مناسب یه مرد چهل و خورده ای ساله. پوست سفید و لبای متوسط. ته ریش مرتب و یه لبخند دندون نما! همین زیبایی و جذابیتش کار دست.. […]

رمان زندگی مشروط شیوا بادی

رمان زندگی مشروط دانلود رمان زندگی مشروط اثر شیوا بادی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
تیام عاشق دختر عمویش نفس است، اما نفس دنبال عشق واقعیست و علاقه ای به تیام به عنوان عشق و همسفر زندگی ندارد، دوس دارد عشق را درک کند، تیام این موضوع که جواب رد از نفس شنیده را با دوستش اشکان در میان میگزارد و اشکان به تیام پیشنهاد میدهد که نفس را با شخص دومی امتحان کند و سر این موضوع شرط میبندند، تیام نظرش این است که نفس دختر مستقلی است و اصلا در فاز عشق و عاشقی نیست و اشکان نظرش این است که نفس اصلا تیام را دوس ندارد و …
خلاصه رمان زندگی مشروط لباس ساده اما مناسبی پوشید و آرایش کمی کرد خانه را با مادرش تمییز کرد و منتظر مهمانان شد گویی مثل رباط ، برنامه ای به او داده باشند تا انجام دهد با آمدن خانواده ی عمو ناصرش ، با همه شان سلام و احوال پرسی کرد و سرما خوردگی را بهانه ای برای عدم روبوسی ! نگاه خیره ی تیام ، تمام مدت رویش بود و این معذبش میکرد
با خودش که تعارف نداشت نمیتوانست نگاه تیام را تاب بیاورد نگاهش سنگین بود و همچون دو وزنه روی دوشش سنگینی میکردب.. […]

رمان سایکو هاله بخت یار

رمان سایکو دانلود رمان سایکو اثر هاله بخت یار با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
هلما، دختر جوانیست که به عنوان روانشناس همراه کاروان ایران عازم مسابقات المپیک می‌شود و طوفان دادمهر، شناگر جذاب و معروفی‌ که پس از دو سال محرومیت به دلیل ضرب و شتم شدید یکی از غریق نجات‌ها، همراه کاروان ایران به مسابقات المپیک می‌ رود و درست یک روز قبل از مسابقه با هلما روبرو می‌شود، دختر روانشناسی که اختلال روانی وحشتناکی را در طوفان پیدا می‌کند …
خلاصه رمان سایکو با خشم سوییشرتش را از تن کند و روی مبل پرت کرد. با دیدن بطری ها و لیوان های خالی نوشیدنی روی میز و لباس هایی که هر طرف پخش بودند ، دندان هایش محکم تر روی هم قفل شدند و سمت اتاقش پا تند کرد. اتاقش درست کنار اتاق افشین بود و با صداهایی که از اتاق او می آمد، می توانست حدس بزند که قضیه از چه قرار است.
اگر کمی اعصابش آرام تر بود، مثل اکثر اوقات بی تفاوت می گذشت ولی آن لحظه سلول به سلول تنش غرق خشم بود و عصبانیت… پشت در ایستاد و چند بار با مشت به آن کوبید: – تمومش کنید این کثافت کاری هاتون رو… زود! نشنوم صد.. […]

رمان سهره مست یگانه نعمتی (ساحل)

رمان سهره مست دانلود رمان سهره مست اثر یگانه نعمتی (ساحل) با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
سهره، دختر نامشروع حاج سعید راد که همه به اسمش قسم میخورند بعد از فوت مادرش، برای پیدا کردن پدرش از ایتالیا به ایران می آید، غافل از اینکه در ایران قرار است تمام زندگیش زیر و رو شود، حاج مرتضی راد، پدربزرگ پدری سهره، مرد مستبدی که با پیدا شدن ناگهانی سهره در زندگیش، او را مجبور به ازدواج با مردی میکند که …
خلاصه رمان سهره مست فکر ميکردم اون هم بعد از شنيدن جمله ام اخم و تخم میکنه،اما اون کوتاه خنديد و قاب عکس و با ملايمت روی يکی از قفسای کتابخونه ی کوچيکی که روی ديوار کار شده بود گذاشت و سمتم چرخيد … تا حالا نپرسيدم ازش،اما به نظرم همينی که گفتی دليل موجهی بوده براش که ديگه نخواد به مرد ديگه ای فکر کنه.
با اينکه قانع نشده بودم و همچنان معتقد بودم با آدمی که مرده نميشه مرد، اما سکوت کردم و شايد عاشقی واقعا همچين چيزی بود…. به عاشقی هم معتقد نبودم و به نظرم هر آدمی برای خوش گذروندن به جنس مخالف احتياج داره و مامان بخاطر همين طرز فکرم بارها سرزنشم کرده ب.. […]

رمان قلب من برای تو بهار سلطانی

رمان قلب من برای تو دانلود رمان قلب من برای تو اثر بهار سلطانی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
هم اکنون در رمان بوک بخوانید: دستام هنوز میلرزید، لب و دهانمم لرزش خفیفی پیدا کرد، رئیس با خشم ادامه داد: این چه حرف مسخره ایه، عشق و عاشقیو فراموش کن پسر جون، این حرفا مال تو قصه هاس، دوره این حرفا گذشته، الان پول و مقام حرف اولو میزنه، پول داشته باشی عشق و علاقه هم پشت سرش میاد…
خلاصه رمان قلب من برای تو هنوز گوشی دستم بود که در با کلید باز شد و سیمین اومد داخل. نگاهش صاف رفت تو چشمام، مکثی کرد و کفشای پاشنه بلندش و از پاش کند و با یه حرکت گوشه ایی پرت کرد و اومد تو نشیمن، همونجایی که من رو مبل نشسته بودم. سلام کردم، یه جور خاصی نگام کرد و جواب داد. فهمید با نهال حرف زدم، خودش و روی مبلی انداخت، خسته و کلافه به نظر میرسید. بدون اینکه نگام کنه گفت:تو تا کی میخوای با این دختره…. الکی حرف بزنی و الکی خوش بگذرونی!!! از جام بلند شدم، لیوان دستم و رو میز گذاشتم و گفتم:
-من الکی خوش نمی گذرونم…. من نهال رو واسه خوش گذرونی نمیخوام!!! واسه زندگی میخوامش.. […]